ریسک نقدینگی، به ویژه در شکل ریسک نقدشوندگی بازار، می تواند خطرناک ترین نوع ریسک برای یک معامله گر باشد، چرا که به طور ناگهانی توانایی خرید یا فروش یک دارایی در قیمت مورد انتظار را از بین می برد. این ریسک می تواند با کاهش شدید حجم معاملات، افزایش شکاف قیمت خرید و فروش (اسپرد) و لغزش (اسلیپج) بزرگ، معاملات سودآور را قفل کرده و ضررهای پنهانی و غیرمنتظره تحمیل نماید. برخلاف ریسک های بازار یا اعتباری که اغلب قابل مدیریت هستند، ریسک نقدینگی می تواند کنترل کامل را از دست شما خارج کند و به همین دلیل پیشگیری از طریق انتخاب دارایی های نقد و مدیریت اندازه موقعیت ها، کلید فرار از تله آن است.
ریسک نقدینگی چیست؟
ریسک نقدینگی (Liquidity Risk) به خطر عدم توانایی در انجام به موقع تعهدات مالی یا خرید و فروش سریع یک دارایی بدون تأثیر چشمگیر بر قیمت آن اشاره دارد. این ریسک دو شکل اصلی دارد: ریسک نقدینگی تأمین مالی که مربوط به جریان نقدی و پرداخت بدهی های سررسید شده است و Liquidity Risk بازار که به مشکل در معامله یک دارایی به دلیل عمق کم بازار و حجم پایین معاملات برمیگردد.
وقتی Liquidity Risk محقق می شود، اثرات آن می تواند گسترده باشد. کاهش شدید حجم معاملات و افزایش شکاف قیمت خرید و فروش (Bid-Ask Spread) مستقیماً هزینه معاملات را بالا برده و اعتماد سرمایه گذاران را تحلیل می برد. به همین دلیل، مدیریت فعال نقدینگی از طریق نگهداری ذخایر نقدی کافی، تنوع بخشی به منابع تأمین مالی و نظارت مستمر بر جریان های نقدی به یک ضرورت حیاتی برای نهادهای مالی و شرکت ها تبدیل شده تا از ترازنامه ای متعادل و مقاوم در برابر شوک های بازار اطمینان حاصل کنند.
انواع ریسک نقدینگی
Liquidity Risk به سه نوع اصلی تقسیم می شود: Liquidity Risk تأمین مالی که مربوط به ناتوانی یک کسب و کار یا نهاد در تأمین وجوه نقد برای سررسید تعهداتش است، ریسک نقدینگی بازار که به دشواری در خرید یا فروش سریع دارایی در قیمت بازار به دلیل عمق کم و حجم پایین معاملات اشاره دارد، و ریسک نقدینگی دارایی که در آن فروش فوری یک دارایی خاص مستلزم پذیرش تخفیف (ضرر) قابل توجهی در قیمت است.
در بین این موارد، ریسک نقدینگی در بانک ها یک مثال کلاسیک و حیاتی است. مدل کسب و کار بانک ها مبتنی بر تبدیل سپرده های کوتاه مدت (منابع نقد) به وام های بلند مدت (دارایی های غیرنقد) است. این تبدیل ذاتاً سودآور اما ریسک پذیر است. اگر تعداد زیادی از سپرده گذاران به طور همزمان درخواست برداشت کنند (هجوم بانکی)، بانک ممکن است به دلیل عدم سررسید دارایی ها و بدهی ها، با بحران نقدینگی مواجه شده و حتی تا مرز ورشکستگی پیش برود.
بنابراین، بانک ها عمدتاً در معرض Liquidity Risk تأمین مالی هستند که ریشه در وابستگی به سپرده های ناپایدار مشتریان دارد. مدیریت این ریسک برای بانک ها یک اولویت بقاست. راهکارهای کلیدی شامل نگهداری ذخایر نقدی و دارایی های نقد شونده کافی، تنوع بخشیدن به منابع تأمین مالی (مانند وام های بین بانکی یا انتشار اوراق) و مدیریت فعال سررسید دارایی ها و بدهی ها می شود.
علاوه بر این، اعتماد سازی مستمر با مشتریان به عنوان یک راهکار استراتژیک غیرمستقیم نیز حیاتی است زیرا از شکل گیری باور به مشکلات بانک و آغاز هجوم سپرده گذاران جلوگیری می کند. نظارت مقرراتی (مانند نسبت های نقدینگی LCR و NSFR) نیز چارچوبی اجباری برای اطمینان از تاب آوری بانک ها در برابر این شوک ها ایجاد کرده است.
ریسک نقدینگی سهام
برای پیشگیری از ریسک نقدینگی در سبد سهام، تمرکز اصلی باید بر روی انتخاب دارایی های با نقد شوندگی بالا باشد. این به معنای سرمایه گذاری در سهام شاخص ساز و شرکت های بزرگ با حجم معاملات روزانه بالا، صندوق های قابل معامله (ETF) پرحجم و نمادهایی با تعداد خریدار و فروشنده فعال است که شکاف قیمتی (اسپرد) کم و عمق بازار مناسبی دارند و در شرایط مختلف بازار، امکان ورود و خروج با قیمت های نزدیک به ارزش ذاتی را فراهم می کنند.
روش های جلوگیری از ریسک نقدینگی سهام چیست؟
برای پیشگیری از Liquidity Risk، گام اول انتخاب هوشمندانه دارایی ها است. تمرکز باید بر روی دارایی هایی با حجم معاملات روزانه بالا و بازار عمیق باشد، مانند سهام شاخص ساز، ارزهای دیجیتال اصلی یا جفت ارزهای اصلی در فارکس. این دارایی ها معمولاً اسپرد کم تری دارند و خرید و فروش سریع در قیمت های نزدیک به بازار را ممکن می سازند. گام دوم، تحلیل دقیق فاکتورهای نقدشوندگی قبل از ورود به معامله است. بررسی عمق دفتر سفارشات (Order Book)، میزان اسپرد خرید و فروش و تاریخچه حجم معاملات در ساعات مختلف، به شما درک واقع بینانه ای از سهولت خروج از معامله می دهد و از شوک نقدینگی غیر منتظره جلوگیری می کند.
سومین اقدام مهم، تنظیم زمان معاملات با ساعات اوج نقدینگی بازار است. معامله در بازه هایی که حجم و مشارکت معامله گران نهادی و خرد در بالاترین سطح است (مانند همپوشانی جلسات معاملاتی در فارکس یا ساعات میانی بازار سهام)، احتمال مواجهه با نقدینگی کم و اسلیپیج زیاد را به حداقل می رساند. در نهایت، تنوع بخشی اصولی در سبد دارایی یک لایه محافظتی کلان ایجاد می کند. توزیع سرمایه بین طبقات دارایی مختلف (سهام، اوراق، کالا) و همچنین در بین دارایی های با نقد شوندگی بالا در هر طبقه، باعث می شود حتی اگر یک بازار خاص با بحران نقدینگی موقت مواجه شد، کل سبد شما دچار شوک شدید نشود و امکان مدیریت موقعیت های دیگر فراهم باشد.
کلام آخر
خطرناک ترین پیامد ریسک نقدینگی، اثر دومینو یا مارپیچ نقدشوندگی است که در آن، فشار برای فروش اجباری دارایی ها با قیمت های پایین، خود منجر به کاهش بیشتر قیمت ها و تشدید بحران در نهادهای مالی دیگر می شود. این چرخه معیوب به سرعت در کل سیستم گسترش یافته و می تواند یک شوک موضعی را به یک بحران گسترده بازار تبدیل کند. شکستن این مارپیچ مستلزم مداخله فعال بازارسازان، تأمین اضطراری نقدینگی توسط مقامات مرکزی (مانند بانک های مرکزی) و اجرای سیاست های مدیریت بحران جامع است.
- ۱ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر